پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
7
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
نخستين فصل علل مسافرت - رسيدن به قسطنطنيه - ملاقات با سلطان سليم - به كشتىنشينى و عزيمت به سوى طرابوزان . پيمانى كه موضوعش اتحاد چندين كشور نيرومند اروپا برضد فرانسه مىشد ، در سنپطرزبورگ ميان انگلستان و روسيه در حال بستن بود كه ناگاه در پاريس نامهاى از جانب پادشاه ايران به رئيس حكومت وقت فرانسه رسيد و در آن از دوستى خود با او سخن رانده و مددكارى وى را خواستار گرديده بود . هيچكس نمىدانست كه آيا اين نامه كه بوسيلهء يك ارمنى كه خود را بازرگان مىخواند و به قسطنطنيه آورده شد جعلى است يا نه ، و حتى نمىدانستند كه آن كسى كه خود را فرمانروا خوانده در حقيقت شاه است يا خير . با درنظر گرفتن دورى ايران و آشوبهائى كه پس از مرگ نادر شاه رخ داد و اين كشور شاهنشاهى زير و زبر گرديد كسى از نيرومندى و منابع آن بهيچوجه اطلاع نداشت . در چنين وضع مشكوكى اين گونه داورى كردند كه بهتر اين است ، يك نفر مأمور كه بتواند همهگونه اطلاعات بايسته را گردآورى كند به اين ناحيهء دور افتاده برود . در سفر جنگى مصر و شامات كه ناپلئون كرد من همراهش بودم و سمت دبير مترجم زبانهاى شرقى را داشتم و به فرمان او به قاهره ، شامات ، جزاير ايونى و همين تازگيها نزد خليفهء عثمانى رفته بودم . ناپلئون نگاهش را به من انداخت و مرا براى چنين مأموريت نوينى برگزيد و بى درنگ فرمان حركت خود را به سوى قسطنطنيه دريافت داشتم كه از آنجا به ايران بروم .